کفش ملی 11 هزار کارگر داشت

کاش بهجای بیمه و آن مراسم مجلل، یکبار حمید سپیدنام و باقی شبیه به خودشها را یکجا جمع میکردند برای اطلاع از همینها؛ از اینکه این همه خوردی، هم غذا و هم پول، مالیاتش را دادی؟ چند مساله مورد بحث و بررسی این گزارش است؛ از خود آن بیمه تعاون که کاش اسم و رسمش تعاون نبود، با این کارها، تا حمید سپیدنام و بُخُورهای فضای مجازی و انواع و اقسام بلاگرهایی که تمام شئون متعالی زندگی و جامعه را نشانه گرفتهاند. یک روزی ایراد میگرفتیم که چرا باید متخصصان فلان صنف میلیارد میلیارد درآمد داشته باشند، امروز فهمیدیم که یک تار موی آنها شرف دارد به امثال سپیدنامی که جز خوردن، تخصصی ندارند و حالا اینطور مورد توجه قرار گرفته و معدهشان را هم بیمه میکنند. در شرایطی که گروهگروه و صنفبهصنف، مجلس در حال معافیت دادنهای مالیاتی است، اصلا این بلاگرها الان از خیلی از ماها – ما که میگویم منظور خودمان نیستیم، چون اصلا قابلمقایسه نیست، از خیلی از افراد شناختهشده و زحمتکشیده، نمیدانم، مثلا یک معلم، یک استاد دانشگاه که سالها دود چراغ خورده و حالا اسم و رسمی در دنیای علم به هم زده است – درآمد بیشتری دارند، اما این درآمد چقدر هست؟

القصه اینکه، به قول معروف، اوضاع خیطتر از چیزی است که فکرش را میکردیم. وی اضافه کرد: اکثر زیرمجموعههای هلدینگ آتیه صبا در حال حاضر زیان ده هستند، از این رو تحقیق و تفحص از مجموعه مذکور موجب شده امیدی در دل بازنشستگان به وجود آید. شرکت های ذیل آتیه صبا نیز در زمینه صنعت و معدن، حمل و نقل، گردشگری و صنایع غذایی فعالیت میکنند که فقط یک قلم هواپیمایی آسمان است. وی افزود: شرکتهای زیرمجموعه هلدینگ آتیه صبا در زمینههای مختلفی اعم از صنعت و معدن، حمل و نقل، گردشگری و صنایع غذایی فعالیت میکنند که برای مشخص شدن وسعت آن چند نمونه را عنوان میکنم. از نظر من مهمترین کارکرد اینها سرکوب ذهنی مستضعفان است و میخواهند نشان دهند شما خنگ هستید که شادخوار نیستید و شما عقبمانده و کمتوان هستید که نتوانستید اندازه ما بخورید. به این معنا که کاری میکنند که وقتی کالا را میخرید احساس میکنید شأن اجتماعی شما عوض شده است؛ یعنی شأن اجتماعی شما در لحظهای که BMW میخرید با لحظهای که یک دناپلاس سوار هستید فرق میکند.

این کاری است که در گام اول بدان مصرف شأنی میگویند و سوپراستارها ظاهرا این کار را با ما میکنند و تعبیر معروف که میگوید اگر دیدید خرید یک کالا حس شأن اجتماعیتان را عوض کرد بدانید یک تازه بهدوران رسیده هستید. نمیدانم در چه سازوکاری (که البته نباید پیچیده هم باشد) میتوان درآمدهای این افراد را احصا کرد اما با هر روند و رویهای، روا نیست کارمند و کارگر بیچاره، قبل از اینکه حقوق ماهیانه در حسابش بنشیند، مالیاتش را کسر کنند و این بُخُورها و تبلیغاتچیهای اینستاگرامی، تومنی عایدی برای این مملکت نداشته باشند. رحیم ایروانی در سال 1343 شرکتی راه اندازی کرد و آن را به نام شرکت کانون مشاوره اقتصادی به منظور تربیت و پرورش 22 کودک دو ماهه تا دوساله راه اندازی کرد تا در آینده نچندان دور این کودکان از مدیران بنگاه های تجاری و صنعتی او بشوند. او گفت: «سرمایهداری همواره وجه سرکوب و جنگ و بهزور ندارد، درحقیقت وجه مهم از سرمایهداری هژمونشدن و مسلطشدن سرمایه بر ذهن ماست.

در حقیقت یک ائتلاف میان سوپراستارها و اینفلوئنسرها و مولدان فرهنگ سرمایهداری شکل میگیرد که کاری کند ما را از انداختن پروژکتور روی حجم عظیمی از آدمهای باخته پرت کنند. هرچند تمام ظاهر آنها تشویق به مصرف است اما مهمتر این است که ذهن و روح جامعه را و نور پروژکتور صحنه جامعه را از اینکه روی اقشاری که امکان مصرف ندارند و دچار تبعیض شدند، بردارد. در واقع ائتلاف سوپراستارهای سرمایهداری از تستر تا رامبد جوان ائتلاف فقط مصرف نیست، بلکه ائتلاف ضدمستضعفان است. مصرف شأنی کارکرد اول آنها نیست، هرچند کارکرد مهمی است. ما همه یک مشت تازهبهدوران رسیدهایم؛ آنهایی که هیچ ریشهای در سنت فرهنگی خود ندارند، ولی این تنها کارکرد این طرفداران معده و بدن نیست.