کفش ملی 11 هزار کارگر داشت

او سالها برای پیشرفت صنعت کفش ایران کوشید و هیچوقت از کار کردن خسته نشد. رحیم متقی در سال 1343 کار اجتماعی بزرگی انجام داد که تا آن زمان در تاریخ ایران بیسابقه بود و آن تاسیس شرکت کانون مشاوره اقتصادی بود که هدف این شرکت پرورش 20 کودک از دو ماه تا دو سال با نام ایروانی پور بود، با این هدف که این کودکان در آینده از مدیران بنگاههای صنعتی او شوند. بیمهاش هم نکنی، آنقدرها پول به جیب زده که آسیبی سلامتش را تهدید نکند. یکی هم اینفلوئنسرها و شخصیتهای رویایی فضای مجازی است و آنهایی که رویا میفروشند و پول درمیآورند، مالیات رویافروشی خود را نمیدهند. ۳۰سال پس از آنکه کارخانه کفش ملی با استناد به قانون مصوب شورای انقلاب مصادره شد، هنوز تابلوهای زرد رنگ فروشگاههای آن در تهران و برخی شهرستانها یادآور وجود کارخانهای بزرگ است که ایرانیان میانسال آن را به خوبی در ذهن دارند.

ضرورت دارد مشخص شود که چرا این داراییهای مطرح و مهم بازنشستگان، مورد بی توجهی قرار گرفته و چه افرادی و چه سیاستهایی باعث به وجود آمدن چنین وضعیتی برای شرکتهایی همچون کفش ملی شده اند. ما همه یک مشت تازه به دوران رسیدهایم؛ آنهایی که هیچ ریشهای در سنت فرهنگی خود ندارند، ولیکن این تنها کارکرد این طرفداران معده و بدن نیست. همچنین هیچکدام از این اطفال نیز پس از رسیدن به سن هیجده سالگی هیچ تعهدی نسبت به کانون ندارند و مختارند که هر جور که خواستند، در اجتماع زندگی کنند. مرد گنده راه میرود، از این رستوران به آن یکی، از این شهر به آن شهر، شکم گنده میکند و هر چیزی که دم دستش میآید، میبلعد، از یکی تعریف میکند و به یکی نقد، کیلو کیلو فالوور هم اضافه میکند و وزن صفحهاش را هم مثل وزن خودش بالا میبرد، سرآخر، یک بیمه نمیدانم از کجا بیخبر، معده پر از همهچیز این آقا را بیمه میکند تا مبادا ترش کند!

به گزارش همشهری آنلاین به نقل از روزنامه فرهیختگان، اخبار خارجی را که نگاه میکنید، روسیه و اوکراین به جان هم میافتند و مجازی پر میشود از عکس و فیلمهای ترسناک و غمانگیز، داخلی هم که یک روز سرگرم طرح صیانت و تصویب عجیبوغریب و فوری و فوتی آن هستیم و روز دیگر، حیرتزده از بیمه معده یک بُخُور فضای مجازی! واقف به تفاوتهایش هستم، منتها در زمانهای که هرکسی که کاری میکند، جز از ما بهتران، جز سرمایهدارها که اصلا در گیر و دار این چیزها نیستند، مشکل بیمهای دارد و هرچه فریاد دارد بر سر شرکتهای بیمه میکشد، یکی از اینها یککاره بلند میشود و در مراسمی مجلل و عجیب، معده بُخُور فضای مجازی را بیمه میکند. این فرآیند اوج کثافت است و فقط اسم است، برای اینکه هیچ کاری نکردید و برند هیچ چیزی نیستید، بیمه کردن معده دلالت بر این است که کارخانه و محصولی ندارد.

همین بیمهای که چنین کاری کرده مثل همان بیمهای است که باسن جنیفر لوپز را بیمه کرده است. در این زمان اکثریت رقبای عمده کفش ملی، کفش های وارداتی بودند که از چکسلواکی وارد می شدند. قبلا برند کفش ملی داشتید و برند دال محصول بود. برند مایکروسافت بود و با همه مشکلات دال یک محصول است. درواقع با یک برندینگ بیمحصول طرف هستید که هیچ چیزی جز یک آدم برند نمیشود. کارخانه، کفش ملی نام گرفت که ملی شدن نفت را در ذهن مردم و مشتریان تداعی میکرد. در سال 47 بعد از موفقیت تولید کفش در مهرآباد جنوبی، مرحله سوم توسعه صنعت کفش ایران در کیلومتر 18 جاده قدیم کرج در اسماعیلآباد شروع شد. اگر به حوالی فرودگاه مهرآباد تهران بروید، کقش ملی، یک انبار بزرگ دارد. آقای سلطانی، مدیرعامل کفش ملی نیز عنوان کرد: 250 فروشگاه کفش ملی در سراسر کشور وجود دارد و در پی ایجاد 100 نمایندگی فعال در کشور هستیم و می خواهیم سبد محصول خود را افزایش دهیم.