کفش ملی 11 هزار کارگر داشت

از وزیر خواستم دستور فوری صادر کند تا سازمان گسترش و نوسازی ایران این دو صنعت را نجات دهد. گروه صنعتی ملی که در گذشتهای نه چندان دور بزرگترین تولیدکننده کفش در ایران بود در سالهای نخست انقلاب به سازمان تامین اجتماعی سپرده شد و در سال ۱۳۸۳ به عنوان بدهی دولت به سازمان بازنشستگی داده شد. بعد از آن به دبیرستان شاپور شیراز رفت و در سال 1320 دبیرستان را در رشته ادبی به پایان رساند و در سالهای 1321 تا 1324 در دانشکده حقوق دانشگاه تهران، در رشته قضایی ادامه تحصیل داد. در سال ۱۳۲۱ با قبولی در رشته حقوق در دانشگاه تهران به تهران آمده و حقوق را نزد اساتید بزرگ آن زمان آموخت. به گزارش گروه اقتصاد خبرگزاری میزان به نقل از روابط عمومی و امور بین الملل گروه صنعتی ملی، در راستای تکمیل زنجیره خدمات فروشگاههای کفش ملی و همچنین اهمیت پوشش فروش آنلاین و تسهیل خرید غیرحضوری برای مشتریان در شرایط کنونی کشور، به همت شبانهروزی متخصصین و کارکنان این برند ملی در ایام نوروز، سامانه خرید آنلاین کفش ملی، با شعار “با یک کلیک ملیپوش شو”، طراحی و راه اندازی شد تا بخش دیگری از زنجیره خدمات گروه صنعتی ملی را تکمیل کند.

آقای ایروانی در هر شرکت و کارخانه یک مسوول صندوق داشت که تنخواه و حساب و کتاب مالی را در اختیار داشت. خودش چند روز وقت گذاشت و پشت لپتاپش نشست تا متن ویرایش شده این کتاب را تحویلم دهد. محمد رحیم به روایت خودش از شش سالگی در تجارتخانه پدر، کارهای مختلفی مثل جاروب کردن و ارسال نامه انجام میداد و تا آخر عمر همیشه از آن روزها به عنوان یکی از عوامل موفقیت خود نام میبرد. او در سال 1329 فعالیتهای خود را به تهران منتقل کرد و اولین تجارتخانه خود در سرای محمدی واقع در سبزهمیدان بازار تهران با نام شرکت سهامی باتا تاسیس کرد که در این تجارتخانه به صادرات کتیرا، مواد روغنی، مغز گردو و پنبه و واردات کفش، چتر، گونی و گالش از چکسلواکی میپرداخت. رحیم از کودکی در تجارتخانه پدر، جارو کردن و ارسال بستههای پستی را انجام میداد. برای مثال تیم او از سال ۱۳۳۹ تحقیقات مختلفی را بر روی سایز پای مردان و زنان و کودکان انجام دادند و محصولات شرکت بعد از هر تحقیقی تغییر داده میشد و در جهت بهبود محصول قدم برمیداشتند.

چطور ایدههای او توانست جهت صنعت کفشسازی ایران را تغییر دهد؟ کفش ولکو حاضر به سرمایهگذاری و آوردن فناوری به ایران شد که در ابتدا روزانه 150 زوج محصول داشت و نام ملی را برای کفشهایش انتخاب کرد. این کارخانه «کفش ملی» نام گرفت و در آغاز فعالیت خود ۱۵۰ محصول مختلف تولید میکرد. او کلاسهای سوادآموزی مختلفی را در شرکت خود برگزار کرد و کارگرهای نخبه خود را به خارج از کشور برای تحصیل و آموزش میفرستاد تا مابقی نیز به تحصیل و آموزش تشویق شوند. در شهریور 1325 به نیویورک رفت و در دانشگاه مریلند در مقطع دکترا ثبتنام کرد اما به دلیل طولانی بودن زمان تحصیل در این مقطع، آن را رها کرد و به ایران برگشت. در آن سالها کفشهای تولید داخل گیوه و نعلین بود که در کارگاههای محلی و سنتی تولید میشد و با توجه به نیاز روزافزون مردم به کفش، او که در آن زمان نمایندگی فروش کفش باتا را داشت پیشنهاد اولیه تاسیس کارخانه کفش را به توماس باتا داد اما باتا به دلیل ملی شدن کارخانههایش در اروپای شرقی این پیشنهاد را نپذیرفت.

او در نهادهایی مثل اتاقهای بازرگانی و نهادهای صنفی کفش، چرم و سازمانهای اقتصادی حضوری پررنگ داشت و از ویژگیهای بارز او میتوان به تاکید بر نظم، آموزش، اهمیت به امور مالی، توجه به مدیریت، نوآوری در کار، داشتن اصول اخلاقی، انتخاب مدیران برجسته، وفاداری به مجموعه گروه و عملگرایی را نام برد. در ابتدا کارخانه روزانه ۱۰۰ تا ۱۵۰ جفت کفش تنیس (نوعی کفش با زیره پلاستیکی و روکش کتانی) با نام ولکو تولید میکرد و کمی بعد به ۴۰۰ جفت در روز رسید. او در این شرکت علاوه بر تعیین خطمشی برای تولید سایر شرکهای تولیدی، با ایجاد تبلیغات و پوسترهای خلاق توانست کمک شایانی به نفوذ و محبویت کفش ملی در اذهان مردم بکند. زمینی به وسعت حدود شصت هکتار داشت که قطعهبندی و خیابانبندی شده بود، در هر قطعه زمین، یک شرکت تولیدی برای کفش و مکملهای کفش ایجاد شده بود.