کفش ملی ایران بر پای روسها

این شرکت پس از مهاجرت خانواده ایروانی به آمریکا و به پیشنهاد بهمن ایروانی در شهری در حوالی شهر آتلانتا در ایالت جورجیا شروع به کار کرد. به پیشنهاد پسرش بهمن ایروانی در حوالی شهر آتلانتا در ایالت جورجیا «پارک صنعتی کامن ولث» کارخانجات کفش «اوکاباشی» (Okabashi) را با مشارکت شرکتهای ایتالیایی و ژاپنی که در ایران با او همکاری داشتند تأسیس کرد و کسبوکار خانوادگی مسیر جدیدی را تجربه نمود. ایدههای نوین او باعث شد تا کسبوکار خانواده روزهای جدیدی را تجربه کند و صنعت کفشسازی خانواده بیش از نیم قرن را تجربه کند. او همواره آموزش را محور اصلی توسعه خود و شرکتش قرار میداد و با آموزش کارمندان و تحقیقات دقیق بازار توانست به سرعت در داخل و خارج ایران کفش ملی را توسعه دهد.

یکی از مشکلات آن موقع بازار عرضه و توزیع منظم بود، ایروانی برای حل این مشکل به فکر افتتاح فروشگاههایی برای توزیع مستقیم محصولات در سرتاسر کشور افتاد و تا سال ۱۳۵۵ توانست ۲۵۷ مغازه (بعد تا ۴۰۰ مغازه) در سرتاسر ایران خریداری و افتتاح کند که ۸۷ شعبه آن در تهران بود. بعد از مدتی بازار شیراز را برای اهدافش بسیار کوچک دید و بههمین دلیل در اواخر سال ۱۳۲۹ به تهران مهاجرت کرد. همین طور در سال ۱۳۲۷ با طراحی نوآورانه خود پاساژی به نام «استاندارد» را در خیابان زند شیراز افتتاح کرد که چندین مغازه و یک سینما داشت. پدر بزرگش اولین کسی بود که پمپ دستی را وارد شیراز کرد و باعث شد سیستم آبرسانی آن زمان شیراز متحول شود و چاههای بیشتری حفر شود. سارا معتقد است که ایدههای اصلی شرکت حاصل زحمات پدر و پدربزرگش بوده و او صرفاً توانسته آنها را عملیاتی کند.

وی با بیان اینکه شرکت سرمایهگذاری آتیه صبا مسئولیت بخشی از اموال مهم بازنشستگان کشور را در اختیار دارد، اضافه کرد: به عنوان نمونه کارخانه کفش ملی که متعلق به بازنشستگان است، نامی پرآوازه در بین مردمان ایران زمین است، در سالیان گذشته در جهت پرداخت بدهی دولت، به صندوق بازنشستگی کشوری واگذار شد. ایروانی نیز این نیاز را درک کرده و معتقد بود که همه مردم به نان و کفش نیاز دارند. برای رفاه کارگران شرکت تعاونی و اعتبار کارگران را تأسیس نمود. در این مجموعه، دو کارخانه «استاندارد» (ادامه رویه کارخانه مهرآباد) و «تاف» (تولید کفشهای صنعتی) قرار داشت که هر کدام دفاتر اداری، رستوران، مهدکودک و نانوایی مستقل خود را داشتند و همچنین ۴۰۰ خانه سازمانی در محیط پارک برای رفاه کارگران ساخته شده بود. وظیفه این شرکت که به «خانه بزرگ» معروف بود، بزرگ کردن ۲۲ کودک (از سن ۲ ماهه الی ۲ ساله) با نام ایروانیپور بود.

با شروع صادرات کفش ملی به خارج از مرزهای ایران، یکی از افتخارات کفش ملی که در آن زمان تأمین یکپارچه کفشهای ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی بود، رقم خورد. آخرین فعالیت اقتصادی او، اقدام برای تأسیس کارخانه کفشسازی در افغانستان بود که در نهایت بیثمر باقی ماند. این برند در تلاش برای رسیدن به روزی است که نام کفش ملی نه تنها در جغرافیای مقدس این سرزمین که در بازار کفش جهان به عنوان نشانی معتبر بدرخشد. زمانی که اشتباه و خطایی از کارگران صورت میگرفت، او هیچ وقت سیاست اخراج را پی نمیگرفت و معمولاً با اخطار و جریمه نقدی اشتباهات کارمندان را گوشزد میکرد. همچنین مدتی بعد از راهاندازی شرکت، پاساژی را در محله گلوبندک تهران با طرحی از خودش احداث کرد که بعدها آن را «استاندارد» نامید.