کفش ملی ایران بر پای روسها

شاید بتوان گفت شرکت اوکاباشی تنها میراث باقی مانده از خانواده ایروانی بوده که توسط دو نسل بعد از رحیم ایروانی در حال اداره شدن است. محمد رحیم متقی ایروانی سرانجام در ۱۲ بهمن ۱۳۸۴ در سن ۸۵ سالگی در شهر لندن چشم از جهان فروبست. محمدرحیم متقی ایروانی در ۲۱ بهمن ماه سال ۱۲۹۹ در شیراز به دنیا آمد. محمدرحیم متقی ایروانی بعد از مهاجرت به تهران شرکتش به نام «باتا» را ثبت و در سبزه میدان در خیابان خیام راهاندازی کرد. او همواره آموزش را محور اصلی توسعه خود و شرکتش قرار میداد و با آموزش کارمندان و تحقیقات دقیق بازار توانست به سرعت در داخل و خارج ایران کفش ملی را توسعه دهد. ۱۰. افتخارات کفش ملی شامل نشان شایسته ملی سال 96، تندیس نمایشگاه امپکس- نمایشگاه کیف، کفش و چرم و صنایع وابسته- سال ۹۶ تهران، لوح کنگره سراسری نشان شایسته ملی، تندیس جشنواره فیلمهای ورزشی و لوح جشنواره فیلمهای ورزشی میشود.

۱۱. گواهینامههای کفش ملی شامل گواهینامه شایستگی حرفهای، گواهینامه ایبیسیاِل- مدرک شایستگی مدیریت- و نشان اهتمام به سرآمدی هستند. موقعیت کفش ملی در محله قلهک تهران را به همراه آدرس تلفن و نظرات کاربران در نقشه نشان ببینید. گروه صنعتی ملی از اولین شرکتهای ایران بود که برای تمامی نیازهای خود از مواد اولیه تا صادرات و واردات و بازاریابی شرکتهای مستقلی داشت. همچنین گروه صنعتی ملی تصمیم داشت از ۱۳۵۵ تا ۱۳۶۰ صادرات خود را در بازارهای جهانی به ۸ میلیون دلار افزایش دهد. حتی در شلوغیهای سال ۵۷ نیز کفش ملی یکی از معدود کارخانههایی بود که اعتراض و شلوغی را به خود ندید. از طرف دیگر، از سالهای ۱۳۳۰ به بعد، ایران به سمت صنعتی شدن پیش میرفت و کارخانهها یکی پس از دیگری ساخته میشدند. اکنون فروشگاههای کفش ملی به عرضهی تولیدات صنایع کوچک و دیگر کارخانهها تبدیل شده است. تا به امروز ماشینآلات این کارخانه تماماً فروخته و محل کارخانهها (پارک صنعتی کفش ملی) به انبار تبدیل شده است.

۵. گروه صنعتی ملی در استراتژی جدید خود اقدام به اخذ گواهینامه سیستم مدیریت کیفیت، آغاز پروژه سرآمدی سازمانی، مکانیزاسیون سیستم فروش فروشگاهی و شناسایی خواسته مشتریان و آحاد جامعه کرده است. او بعد از بازگشت به ایران، با الهام از اقدام محمد امینالضرب (پدر صنعت برق ایران) بههمراه تعدادی از تجار شیراز دستگاه تولید برق خریداری کرد و «کارخانه برق فسا» را به راه انداخت. همچنین مدتی بعد از راهاندازی شرکت، پاساژی را در محله گلوبندک تهران با طرحی از خودش احداث کرد که بعدها آن را «استاندارد» نامید. این شاید ساده به نظر برسد، اما یک رویکرد مثبت واقعاً منجر به اقدام مثبت شده و در نهایت منجر به تغییرات مثبت خواهد شد. آخرین فعالیت اقتصادی او، اقدام برای تأسیس کارخانه کفشسازی در افغانستان بود که در نهایت بیثمر باقی ماند.

بنابراین، در سالهای آغازین دهه 50، اقدام به اختصاص محوطهای به مساحت 400 هزار متر مربع کرد. زیرا معتقد بود که چند هزار نفر از این طریق زندگی می کنند. اما این فضا نیز برای تعداد بیشتر از 10 هزار نفر کارگر و صدها مهندس، تکنسین و مدیر کافی نبود. به تدریج تعداد افراد کارخانه به ۲۵۰۰ نفر افزایش یافت و تولیدات کارخانه نیز به ۱۲۵۰۰ جفت در روز رسید. بعد از مدتی بازار شیراز را برای اهدافش بسیار کوچک دید و بههمین دلیل در اواخر سال ۱۳۲۹ به تهران مهاجرت کرد. محمدرحیم به توصیه پدرش که تحصیلاتی نداشت، در سال ۱۳۱۳ و بعد از اتمام دبستان برای یادگیری زبان انگلیسی به «کالج استوارت» یا همان دبیرستان ادب کنونی در اصفهان رفت. همچنین در سال ۱۳۶۶ کارخانه کفش استاندارد را در قاهره بنا کرد، اما مدتی بعد آن را به دولت مصر تحویل داد.