نیم ساعت دیر رسیدم

گفتند چه مدت مهلت میخواهید؟ برای آنها مهم نیست بر سر بیماران یا بازنشستهها چه چیزی میآید. آنها به این اهمیت میدهند که سود بیشتری داشته باشند. درواقع میخواهند تبلیغات سرمایهداری کنند که بیمهها درآمد بیشتری داشته باشند. پدر بزرگش اولین کسی بود که پمپ دستی را وارد شیراز کرد و باعث شد سیستم آبرسانی آن زمان شیراز متحول شود و چاههای بیشتری حفر شود. به گزارش همشهری آنلاین به نقل از روزنامه فرهیختگان، اخبار خارجی را که نگاه میکنید، روسیه و اوکراین به جان هم میافتند و مجازی پر میشود از عکس و فیلمهای ترسناک و غمانگیز، داخلی هم که یک روز سرگرم طرح صیانت و تصویب عجیبوغریب و فوری و فوتی آن هستیم و روز دیگر، حیرتزده از بیمه معده یک بُخُور فضای مجازی! واقف به تفاوتهایش هستم، منتها در زمانهای که هرکسی که کاری میکند، جز از ما بهتران، جز سرمایهدارها که اصلا در گیر و دار این چیزها نیستند، مشکل بیمهای دارد و هرچه فریاد دارد بر سر شرکتهای بیمه میکشد، یکی از اینها یککاره بلند میشود و در مراسمی مجلل و عجیب، معده بُخُور فضای مجازی را بیمه میکند.

همین بیمهای که چنین کاری کرده مثل همان بیمهای است که باسن جنیفر لوپز را بیمه کرده است. رضا نیازمند که یک بار در دورهای رکود زده از تاریخ ایران، چرخ کارخانهها را چرخانده و صنعتی پررونق را بنیان گذاشته بود، تا آخرین روزهای زندگیاش نیز به صنعت ایران امید و دل در گروی کار و مشاوره داشت. ریحانه یاسینی- رضا نیازمند در حالی که نیمه طاس شده و کنارههای سرش را موهایی سراسر سپید پوشانده بود، در روزهای 95 سالگی چنین از رکود دهه 40 برای آینده نگر، ماهنامه اتاق بازرگانی تهران روایت کرده بود. محمدرحیم متقی ایروانی بعد از مهاجرت به تهران شرکتش به نام «باتا» را ثبت و در سبزه میدان در خیابان خیام راهاندازی کرد. رضا نیازمند، سال 95 از پارلمان بخش خصوصی نشان اقتصادی «امین الضرب» را دریافت کرد و کمتراز یک سال بعد، صبح روز 19 آذر 96، نیازمند همپا با تقویم و دقیقاً در سن 96 سالگی، در بیمارستان شریعتی تهران چهره در نقاب خاک کشید.

او در سال ۱۳۴۳ شرکت کانون مشاوره اقتصادی را تأسیس کرد. به گزارش گروه بازرگانی خبرگزاری دانشجو اداره برند و ارتباطات گروه صنعتی ملی، سید محسن دهنوی، عضو هیات رییسه مجلس شورای اسلامی، در بازدید از مجموعه گروه صنعتی ملی با تاکید بر اینکه کفش ملی اولین مجموعه اقتصادی است که وی در دوران نمایندگی ملت برای بازدید انتخاب کرده است، درباره دلایل این انتخاب گفت: بعضی نمادها در افکار عمومی مردم ایران جایگاه ویژهای دارند و قطعا یکی از این نمادها که به عنوان یک سمبل و نوستالژی قوی شناخته میشود، کفش ملی است. درواقع با یک برندینگ بیمحصول طرف هستید که هیچ چیزی جز یک آدم برند نمیشود. مرد گنده راه میرود، از این رستوران به آن یکی، از این شهر به آن شهر، شکم گنده میکند و هر چیزی که دم دستش میآید، میبلعد، از یکی تعریف میکند و به یکی نقد، کیلو کیلو فالوور هم اضافه میکند و وزن صفحهاش را هم مثل وزن خودش بالا میبرد، سرآخر، یک بیمه نمیدانم از کجا بیخبر، معده پر از همهچیز این آقا را بیمه میکند تا مبادا ترش کند!

محمدرحیم، فرزند بزرگ میرزا محمد کاظم بود که در آن روزگاران به واردات و صادرات چای و فرش مشغول بود. به این ترتیب، سیستم سنتی کفش جای خود را به نظام جدید کارخانهای داد و هر ماه افراد جدیدتری وارد کارخانه شدند و کارخانه نیز بزرگ و بزرگتر شد و ایروانی با خرید زمینهای اطراف کارخانه را بزرگتر کرد. سیستم از این بدش نمیآید و همهچیز دراختیار اینها قرار میدهد. وقتی طبقه برنده قانونگذار است درحقیقت همهچیز را به نفع خود تنظیم میکند. درحقیقت بیمهها متضمن انباشت سرمایه در کشورهای سرمایهداری هستند که درمان و تامین اجتماعی سرمایهدارانه شده است و بیمهها کمککار آنها هستند. پس در این لحظه در کشورهای سرمایهداری ائتلاف بیمهها ائتلاف درآمدسازی از اقشار آسیبدیده بیماران است و در ایران بیمهها وضع بدتری دارند؛ یعنی بزرگترین مراکز سودساز مثل بانکهایی که تورم ایجاد میکنند مشغول فشار به بیماران و آسیبدیدههای اجتماعی و بازنشستهها و امثالهم در نظام سرمایهداری ما هستند.