نیم ساعت دیر رسیدم

این ظرفیت میتوانست خدمت بزرگی به ایجاد اشتغال و تولید ملی کند، اما دقیقاً برعکس عمل گردیده و صرفاً هم اکنون این کارخانه خریدار کفشهای سایر تولیدی هاست. این ظرفیت می توانست خدمت بزرگی به ایجاد اشتغال و تولید ملی کند، اما دقیقا برعکس عمل گردیده و صرفا هم اکنون این کارخانه خریدار کفش های سایر تولیدی هاست. این کارخانه با آن نام و آوازه و ظرفیتی که داشت، می توانست نقش بسزایی در سودآوری برای بازنشستگان و همچنین خدمت به تولید کشور داشته باشد. بنابراین نخی که از وسط این سوزن رد میشد باید مقاومت این درجه حرارت را داشته باشد. رضا نیازمند که یک بار در دورهای رکود زده از تاریخ ایران، چرخ کارخانهها را چرخانده و صنعتی پررونق را بنیان گذاشته بود، تا آخرین روزهای زندگیاش نیز به صنعت ایران امید و دل در گروی کار و مشاوره داشت. به گزارش گروه بازرگانی خبرگزاری دانشجو اداره برند و ارتباطات گروه صنعتی ملی، سید محسن دهنوی، عضو هیات رییسه مجلس شورای اسلامی، در بازدید از مجموعه گروه صنعتی ملی با تاکید بر اینکه کفش ملی اولین مجموعه اقتصادی است که وی در دوران نمایندگی ملت برای بازدید انتخاب کرده است، درباره دلایل این انتخاب گفت: بعضی نمادها در افکار عمومی مردم ایران جایگاه ویژهای دارند و قطعا یکی از این نمادها که به عنوان یک سمبل و نوستالژی قوی شناخته میشود، کفش ملی است.

اولین کارخانه آن در سرآسیاب مهرآباد مقابل پایگاه شکاری قرار داشت. مدتها بعد نیز در کارخانه خودش اکثر تألیفات و مکتوبات اداری را بر عهده داشت. بعد از تجربه موفق کفش ملی در مهرآباد جنوبی، دیگر آن مکان پاسخگوی خط تولید کفش ملی نبود و ایروانی به دنبال افتتاح فاز بعدی خود یعنی افتتاح پارک صنعتی ملی افتاد. فقط انتظار مؤسسه اين است که آنان نسبت به تحصيل دانش جدی بوده و ادب، آراستگي، تمسک به ديانت مقدس اسلام، امانت، صداقت و حسن اخلاق را پيشه خود ساخته و تمام ٢٠ نفر، يکديگر را برادرانه دوست بدارند. روزهایی که حالش خوب نبود و پیشبینی میشد که سالم از بیمارستان به خانه برنگردد، وقت نشد به بیمارستان بروم چون ملاقات ساعت ۵ عصر تمام میشد و من زودتر از ۷ نمیرسیدم محل کار را ترک کنم. چرمسازی که کارش سنگین بود و تحملش سخت، به متخصصان هندی واگذار شده بود.

مهندس گفت روزهای سهشنبه شرکت کفش ملی با هواپیما کفش به مسکو میآورد و در این مغاره میفروشد. خود در این باره میگوید: «دکتر اعتماد گفت ما تا حالا سه میلیارد دلار برای نیروگاه بوشهر خرج کردهایم ولی یک کیلو اورانیوم هم نداریم. محمدرحیم ایروانی، نام کارخانه خود را «ملی» گذاشت که یادآور روزهای ملی شدن صنعت نفت و خاطرات روزهای خوب برای مردم بود. محمدرحیم متقی ایروانی بعد از مهاجرت به تهران شرکتش به نام «باتا» را ثبت و در سبزه میدان در خیابان خیام راهاندازی کرد. یکی از ویژگیهای محمدرحیم ایروانی، نوآوریهای او در گسترش کسبوکار کفش ملی بوده است. به یاد دارم به یکی گفتم حسابرسان دولتی و رسمی در حال بررسی حسابهای ما هستند تا با تایید آنان بانک مرکزی اجازه پرداخت بدهیها را بدهد. در نهایت آنها را قانع کردیم که با هم قراردادی منعقد کنیم که طی آن، آنها یکسال به ما مهلت دهند و قرارداد ما را به بیمه ارائه دهند که مشکلی نداشته باشند.

کفش ملی زمانی برند مطرح ایرانیان بود.یادمه کودک که بودیم فقط کفش ملی و بعد وین و بلا را جهت خرید انتخاب می کردیم.وین و بلا که تعطیل شده کفش ملی هم که تبدیل به انبار ضایعات شده.واقعا با مصادره صنایع موفقمون چه خدمتی به اونها کردیم؟ چندین و چند شرکت زیانده هم ذیل این مجموعه هستند. در شهریور 1325 به نیویورک رفت و در دانشگاه مریلند در مقطع دکترا ثبتنام کرد اما به دلیل طولانی بودن زمان تحصیل در این مقطع، آن را رها کرد و به ایران برگشت. بعد از فارغالتحصیلی از دانشگاه به آبادان رفت و در حدود 6 ماه به استخدام دادگستری درآمد. او در میانههای دهه 50، بعد از حدود 30 سال کار و فعالیت مستمر صنعتی و مدیریتی دیگر علاقه چندانی به شغلها و موقعیتهای دولتی نداشت و بیشتر ترجیح میداد که جذب بخش خصوصی شود یا کاری شخصی راه بیندازد.