معلم از مواضع هنرمند دفاع میکند

او همچنین برای رفاه بیشتر و توسعه شهرسازی در آن زمان جاده قدیمی و باریک مهرآباد را بازسازی کرد. شرکت کفش ملی یکی از شرکتهای قدیمی و شناخته شده تولید کفش در ایران است که در سال 1330 تاسیس شده است. شرکتهای مختلفی از خارج برای کفش ملی جنس میفرستادند. همچنین علی رغم اینکه مدیران این مجموعه حقوقهای نجومی دریافت میکنند، نتوانسته اند شرکتهای زیان ده را به سود ده تبدیل کنند، لذا لازم است موضوع تحقیق و تفحص از مجموعه مذکور مطرح شود. هرچند تمام ظاهر آنها تشویق به مصرف است اما مهمتر این است که ذهن و روح جامعه را و نور پروژکتور صحنه جامعه را از اینکه روی اقشاری که امکان مصرف ندارند و دچار تبعیض شدند، بردارد.

حقیقتش را بخواهید هرچقدر فضای مجازی و رسانهها را بالا و پایین کردم، به عدد قابلارائهای نرسیدم و شاید همین مهمتر از این باشد که بگوییم مثلا همین سپیدنام در ماه چقدر درآمد دارد و برای وصف هم کلمه «خیلی زیاد» کفایت کند. کارکرد مهمتر سرکوب طبقات پایین و ندیدن وضع زندگی آنهاست. از نظر من مهمترین کارکرد اینها سرکوب ذهنی مستضعفان است و میخواهند نشان دهند شما خنگ هستید که شادخوار نیستید و شما عقبمانده و کمتوان هستید که نتوانستید اندازه ما بخورید. مصرف شأنی کارکرد اول آنها نیست، هرچند کارکرد مهمی است. در شرایطی که گروهگروه و صنفبهصنف، مجلس در حال معافیت دادنهای مالیاتی است، اصلا این بلاگرها الان از خیلی از ماها – ما که میگویم منظور خودمان نیستیم، چون اصلا قابلمقایسه نیست، از خیلی از افراد شناختهشده و زحمتکشیده، نمیدانم، مثلا یک معلم، یک استاد دانشگاه که سالها دود چراغ خورده و حالا اسم و رسمی در دنیای علم به هم زده است – درآمد بیشتری دارند، اما این درآمد چقدر هست؟

در واقع ائتلاف سوپراستارهای سرمایهداری از تستر تا رامبد جوان ائتلاف فقط مصرف نیست، بلکه ائتلاف ضدمستضعفان است. نتیجه این میشود که آنها اعتراضی نکنند، بلکه خود را در مطبهای روانشناسی دائما مشغول خودشناسی کنند که ببینند اشکال از کجای آنها بود که باختند و من چرا خودشناسی نداشتم که باختم. البته قضیه آنجایی عذابآورتر است که همینها، همانطور که گفتیم صرفا نمیخورند و پول نمیگیرند، در رزومه اکثرشان تبلیغات مختلف از خرید خانه در فلان کشور حاشیه خلیجفارس و ترکیه تا سایر مسائل اینچنینی هم یافت میشود. نمیدانم در چه سازوکاری (که البته نباید پیچیده هم باشد) میتوان درآمدهای این افراد را احصا کرد اما با هر روند و رویهای، روا نیست کارمند و کارگر بیچاره، قبل از اینکه حقوق ماهیانه در حسابش بنشیند، مالیاتش را کسر کنند و این بُخُورها و تبلیغاتچیهای اینستاگرامی، تومنی عایدی برای این مملکت نداشته باشند. کاش بهجای بیمه و آن مراسم مجلل، یکبار حمید سپیدنام و باقی شبیه به خودشها را یکجا جمع میکردند برای اطلاع از همینها؛ از اینکه این همه خوردی، هم غذا و هم پول، مالیاتش را دادی؟

اینکه خود تبدیل به کارفرماهای شخصی که نولیبرال و سوژه سرمایهداری است شویم، یکی از مهمترین مراحل تغییر سرمایهداری است. یعنی ۲ برابر کل ارزش شرکت زامیاد در بورس ایران که از تولید کنندگان مطرح صنعت خودرو ایران است. هر بلاگری، در هر حوزهای که فعالیت میکند، آنقدر شرایط و طرح و المان برای تبلیغکردن در نظر گرفته که این سختی محاسبه را چندین برابر هم میکند. یک روزی ایراد میگرفتیم که چرا باید متخصصان فلان صنف میلیارد میلیارد درآمد داشته باشند، امروز فهمیدیم که یک تار موی آنها شرف دارد به امثال سپیدنامی که جز خوردن، تخصصی ندارند و حالا اینطور مورد توجه قرار گرفته و معدهشان را هم بیمه میکنند. ایروانی، شرکت سهامی کفش ملی را تأسیس کرد و نشان فیل را هم برای آن برگزید. رحیم ایروانی علاوه بر این که فروشگاه های کفش کلی در سراسر کشور تاسیس کرد و قیمت ها را در سراسر کشور یکسان نمود توانست به کشورهای اروپای شرقی و شوروی نیز کفش صادر کند.