مجلس با تحقیق و تفحص از کفش ملی موافقت کرد – ایرنا

رضا نیازمند، سال 95 از پارلمان بخش خصوصی نشان اقتصادی «امین الضرب» را دریافت کرد و کمتراز یک سال بعد، صبح روز 19 آذر 96، نیازمند همپا با تقویم و دقیقاً در سن 96 سالگی، در بیمارستان شریعتی تهران چهره در نقاب خاک کشید. او در میانههای دهه 50، بعد از حدود 30 سال کار و فعالیت مستمر صنعتی و مدیریتی دیگر علاقه چندانی به شغلها و موقعیتهای دولتی نداشت و بیشتر ترجیح میداد که جذب بخش خصوصی شود یا کاری شخصی راه بیندازد. روزهایی که حالش خوب نبود و پیشبینی میشد که سالم از بیمارستان به خانه برنگردد، وقت نشد به بیمارستان بروم چون ملاقات ساعت ۵ عصر تمام میشد و من زودتر از ۷ نمیرسیدم محل کار را ترک کنم. نیم ساعت دیر رسیدم.

دیر که میرسیدم دم در اتاق کارش میایستاد، با عصایش به زمین میکوفت و غرولندکنان میگفت: “نمرهات صفر! مقتدایی ادامه داد: شرکت کفش ملی از زیر مجموعه های این هلدینگ است که روزگاری ۱۲ هزار نفر در آن کار می کردند و امروز فقط یک تابلو دارد و زمین را فروختهاند. وسعت این زمین هفتصد متر بود که چهارصد متر بنای ساختمانی داشت. زمینی به وسعت حدود شصت هکتار داشت که قطعهبندی و خیابانبندی شده بود، در هر قطعه زمین، یک شرکت تولیدی برای کفش و مکملهای کفش ایجاد شده بود. همچنین شرکت کفش ملی روزگاری نه چندان دور بیش از ۱۲ هزار نیرو داشت اما امروز از این مجموعه فقط یک تابلو باقی مانده است. این شرکت زمانی بالغ بر 52 کارخانه در صنعت کفش و چرم و بیش از 400 فروشگاه زنجیرهای در سراسر ایران داشت. این شرکت پس از مهاجرت خانواده ایروانی به آمریکا و به پیشنهاد بهمن ایروانی در شهری در حوالی شهر آتلانتا در ایالت جورجیا شروع به کار کرد.

اوکاباشی زمانی کار خود را شروع کرد که تولید کفش آمریکا در حال برونسپاری به چین بود و سالهای اولیه شرکت با سختیها و چالشهای فراوانی همراه شد. من باید تاجر را به هر نحوی که بود راضی میکردم که سرمایهاش را به اقتصاد کشور تزریق کند و به جای اینکه کالایی را وارد و عرضه کند، خودش با سرمایه خودش تولید کند. این زیرمجموعهها شامل 50 شرکت صنعتی و تجاری بودند و تنها در زمینه تولید کفش، در بیش از 25 شرکت صنعتی، با شرکای داخلی و خارجی مشارکت میکرد. نماینده اصفهان یادآور شد: صندوق بازنشستگی کشوری ۵ هلدینگ دارد که بیش از یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر را تحت پوشش قرار میدهد. اکنون نوه محمدرحیم متقی ایروانی، در آمریکا حرفه پدربزرگ و کسبوکار خانوادگی را به شیوهای متفاوت ادامه میدهد. اما محمدرحیم متقی ایروانی گامی فراتر از همه این کارها برمیداشت. سن من ۹۵ سال است اما برای نجات ارج و کفش ملی که در بین صنایع ما از همه بهتر بودند، حاضرم هر کمکی بکنم.

زمانی که خبر از آخرین نفسهای برندهای نوستالژیک رسیده بود، گفته بود: من به وزیر صنعت نامه نوشتهام و ناراحتی خود را از تعطیلی ارج و کفش ملی ابراز کردهام. نیازمند خود گفته بود: ما حقیقتاً بار بزرگ و ســنگینی به دوش داشــتیم. رضا نیازمند که یک بار در دورهای رکود زده از تاریخ ایران، چرخ کارخانهها را چرخانده و صنعتی پررونق را بنیان گذاشته بود، تا آخرین روزهای زندگیاش نیز به صنعت ایران امید و دل در گروی کار و مشاوره داشت. هر روز کار من از صبح تا شب همین بود. رشد و پیشرفت این گروه صنعتی تا حدی بود که در مدتی کوتاه تبدیل به بزرگترین تولیدکننده کفش ماشینی در خاورمیانه شد و حالا محصولات این شرکت، علاوه بر بازار داخلی به نقاط مختلف دنیا صادر میشد. ایروانی علاوه بر تأسیس فروشگاه کفش ملی در سراسر کشور و یکسانسازی قیمتها در فروشگاههای کفش ملی، توانست به کشورهای اروپای شرقی و شوروی نیز کفش صادر کند.