مجلس با تحقیق و تفحص از کفش ملی موافقت کرد – ایرنا

مرد گنده راه میرود، از این رستوران به آن یکی، از این شهر به آن شهر، شکم گنده میکند و هرچیزی که دم دستش میآید، میبلعد، از یکی تعریف میکند و به یکی نقد، کیلو کیلو فالوور هم اضافه میکند و وزن صفحهاش را هم مثل وزن خودش بالا میبرد، سرآخر، یک بیمه نمیدانم از کجا بیخبر، معده پر از همهچیز این آقا را بیمه میکند تا مبادا ترش کند! خارجیاش را که نگاه میکنید، روسیه و اوکراین به جان هم میافتند و مجازی پر میشود از عکس و فیلمهای ترسناک و غمانگیز، داخلی هم که یک روز سرگرم طرح صیانت و تصویب عجیبوغریب و فوری و فوتی آن هستیم و روز دیگر، حیرتزده از بیمه معده یک بُخُور فضای مجازی!

واقف به تفاوتهایش هستم، منتها در زمانهای که هرکسی که کاری میکند، جز از ما بهتران، جز سرمایهدارها که اصلا در گیرودار اینچیزها نیستند، مشکل بیمهای دارد و هرچه فریاد دارد بر سر شرکتهای بیمه میکشد، یکی از اینها یککاره بلند میشود و در مراسمی مجلل و عجیب، معده بُخُور فضای مجازی را بیمه میکند. سپس با خرید ماشین دوخت، از پارچههای ایرانی استفاده کرد و شرکتی خارجی به نام ولکو نیز حاضر به سرمایهگذاری و انتقال فناوری به ایران شد. او مواد اولیه تولیدی در صندلها را قابل بازیافت کرد و همچنین سیستم جدیدی را برای تعویض و بازیافت صندلهای کهنه مشتریان شرکت با مدلهای جدیدتر آن کرد و باعث شد تا در زمان او بیش از ۴۵ تن از صندل قدیمی بازیافت شوند. برای بهتر روشن شدن ماجرای بیمه کردن معده یک بُخُور مجازی، گفتوگویی با مجید حسینی، جامعهشناس و عضو هیاتعلمی دانشگاه تهران انجام دادیم. ماجرای این مدل بیمه کردنها و تبلیغها، چیز جدیدی نیست.

نمیدانم در چه سازوکاری (که البته نباید پیچیده هم باشد) میتوان درآمدهای این افراد را احصا کرد، اما با هر روند و رویهای، روا نیست کارمند و کارگر بیچاره، قبل از اینکه حقوق ماهیانه در حسابش بنشیند، مالیاتش را کسر کنند و این بُخُورها و تبلیغاتچیهای اینستاگرامی، تومنی عایدی برای این مملکت نداشته باشند. بهمن ایروانی همیشه بر سازگاری محصولاتش با محیط زیست تأکید داشت و برای ارتقا و بهبود آن کوشید، اما هیچگاه نتوانست موفقیتهای پدر را تجربه کند. ایروانی پارک صنعتی کفش ملی را رسماً در سالهای آغازین دههی ۱۳۵۰ راهاندازی کرد. موسس کفش ملی، اقای رحیم ایروانی در سال ،1330 بعد از سفر به کشور چکسلواکی، دو کارشناس و یک دستگاه اتوکلاو با خود به ایران آورد و تولید کفش را تنها با ۳۵ کارگر آغاز کرد. من خواندم، گفتم شما هم به این لیست خصوصا برخی نامهای موجود در آن نگاهی بیندازید، بد نیست. یک نگاهی هم به بیمه تعاون داشته باشیم با شاهکار اخیرش!

چند مسالهای مورد بحث و بررسی این گزارش است؛ از خود آن بیمه تعاون که کاش اسم و رسمش تعاون نبود، با این کارها، تا حمید سپیدنام و بُخُورهای فضای مجازی و انواع و اقسام بلاگرهایی که تمام شئون متعالی زندگی و جامعه را نشانه گرفتهاند. جستوجویی درباره بیمه تعاون میکردم که برای کیست و کجاست و چه جزئیاتی در ارتباط با آن وجود دارد که به لیست سهامداران آن رسیدم. وی تاکید کرد: این ظرفیت می توانست خدمت بزرگی به ایجاد اشتغال و تولید ملی کند، اما برعکس عمل گردیده و صرفا هم اکنون این کارخانه خریدار کفش های سایر تولیدیهاست. درحقیقت سوپراستارهای مصرف جهان تازهبه دوران رسیدگی را برای ما ایجاد میکنند.