مؤسس «کفش ملی

چرخ خیاطی که کفش میدوخت آن قدر با سرعت کار میکرد که سوزن در اثر حرارت ناشی از اصطکاک سرخ میشد. اگر اموال متعلق به بازنشستگان کشور در مسیر درست به کار گرفته و به خوبی مدیریت شود، میتواند سود سرشاری برای کشور و بازنشستگان داشته باشد. در مقابل اگر مدیریت نامطلوبی شکل گیرد، سبب ضربه به کشور و بازنشستگان می شود. طغیانی درباره محورهای تحقیق و تفحص از شرکت ملی آتیه صبا گفت: عملکرد و نحوه مدیریت شرکت سرمایه گذاری آتیه صبا درخصوص شرکتهای زیرمجموعه، عملکرد مالی، فعالیت های تخصصی و قرارداد های کلان شرکت سرمایه گذاری آتیه صبا و شرکت های زیر مجموعه همچون کفش ملی، بررسی صورت های مالی آتیه صبا و شرکتها از جمله کفش ملی و بررسی نحوه انتخاب و انتصاب مدیران عامل، هیات مدیره ها، معاونین، مشاوران و تجارب کاری، مدارک تحصیلی و حقوق مزایای ایشان توسط شرکت سرمایه گذاری آتیه صبا در بخش تحقیق و تفحص قرار دارد.

وی با بیان اینکه شرکت سرمایهگذاری آتیه صبا مسئولیت بخشی از اموال مهم بازنشستگان کشور را در اختیار دارد، اضافه کرد: به عنوان نمونه کارخانه کفش ملی که متعلق به بازنشستگان است، نامی پرآوازه در بین مردمان ایران زمین است، در سالیان گذشته در جهت پرداخت بدهی دولت، به صندوق بازنشستگی کشوری واگذار شد. عباس مقتدایی، عضو هیئت رئیسه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس یازدهم به عنوان نماینده درخواست کننده این تحقیق و تفحص در تشریح دلایل خود گفت: صندوق بازنشستگی کشوری دارای ۵ هلدینگ میباشد که بیش از یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر را تحت پوشش خود قرار داده و یکی از این هلدینگها شرکت آتیه صبا است. شرکت کفش ملی که معروفیت شرکتها به نام اوست، یک شرکت بازرگانی داخلی بود که حدود سیصد مغازه در سراسر کشور داشت، به اضافه اموال و املاک زیادی در سایر شهرها. ایروانی طی سالهای 1335 تا 1357 بیش از پنجاه شرکت صنعتی و تجاری تأسیس كرد و در زمینه تولید انواع کفش در بیش از 25 شرکت صنعتی با شرکای داخلی و خارجی مشارکت داشت.

در آن تاریخ شرکت حدود یازده هزار نفر پرسنل داشت که حدود هشت هزار نفرشان در اسماعیلآباد مستقر بودند و تامین حقوق آنان و تهیه مواد اولیه، به اضافه بدهیهای خارجی که هنوز مقدار آن مشخص نبود، کار را بر مدیران اجرایی سخت میکرد. مقدار قابل توجهی از مواد اولیه کارخانه از خارج وارد میشد. مثلا کفش ملی در چرم مغان ۲۰درصد و در چرم خراسان حدود ۴۰درصد سهیم بود.سرمایهگذاری الوند سهام کارخانه پارچهبافی نخکار و چند شرکت تجاری و خدماتی دیگر را داشت. سه شرکت سرمایهگذاری به نام «الوند»، «آذرین» و «گروه صنعتی ملی» بودند که مردم مجموعه را به نام «گروه صنعتی ملی» میشناختند. گفتند ما چون بیمه هستیم اگر شما بدهی خود را پرداخت نکنید، از بیمه میگیریم ولی اگر برای شما قطعه بفرستیم، بیمه مطالبات ما را پرداخت نمیکند. در نهایت آنها را قانع کردیم که با هم قراردادی منعقد کنیم که طی آن، آنها یکسال به ما مهلت دهند و قرارداد ما را به بیمه ارائه دهند که مشکلی نداشته باشند.

البته تمام اسناد هزینه را از ما خواستند که آوردیم و به آنها ارائه دادیم.راه افتادن ماشینآلات و خریدهای نقدی که کردیم باعث شد اعتباری در میان فروشندگان مواد اولیه و ماشینآلات پیدا کنیم. جالب است که بانک مرکزی با کار ما مخالفت میکرد. همان زمان با کمک آقای مهندس نعمتزاده که وزیر صنایع بودند یک میلیون دلار پول نقد از بانک گرفتیم و آن را به حساب سفارت ایران در آلمان واریز کردیم. به یاد دارم به یکی گفتم حسابرسان دولتی و رسمی در حال بررسی حسابهای ما هستند تا با تایید آنان بانک مرکزی اجازه پرداخت بدهیها را بدهد.